عباس اقبال آشتيانى
309
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
و بامر آن پادشاه تحت نظر مانده بودند آزادى بخشيد و در خدمت خود نگاه داشت . بعد از ورود بتبريز اولجايتو سفراى تيمور قاآن ( 694 - 706 ) جانشين قوبيلاى قاآن و اولوس اوگتاى و جغتاى را پذيرفت و در نتيجهء اين ملاقات بين ايلخان ايران و امپراطور چين و جانشينان اوگتاى و جغتاى رشتهء اتحاد و و داد مستحكم گرديد . كمى بعد اولجايتو از تبريز به مراغه رفت و رصدخانهء آن را بازديد نموده اصيل الدّين پسر خواجه نصير الدين طوسى را به ادارهء آن گماشت و پس از مراجعت بتبريز بدشت موقان حركت نمود تا زمستان را در آن قشلاق بگذراند . اولجايتو از موقان دو نفر فرستاده سلطان مصر را كه آزادى بخشيده بود به همراهى نمايندگانى روانهء آن ديار نمود و به ايشان مأموريت داد كه در مقابل از سلطان مصر خلاص ايرنجين برادر سونج را كه در محاربات آخرى بين غازان و مسلمين شام و مصر اسير شده بخواهند و پيغام دوستانهء اولجايتو را نيز بسلطان ابلاغ نمايند . در سال 705 يعنى سال دوم سلطنت اولجايتو تاج الدّين گورسرخى نائب امير هرقداق و بعضى ديگر از ساعيان خواجه رشيد الدين و خواجه سعد الدين را باختلاس و برداشت مال ديوانى متهم كردند . اولجايتو قتلغ نويان را مأمور تحقيق اين قضيه نمود و چون بدخواهى و سعايت تاج الدين و ديگران باثبات رسيد و اولجايتو امر داد كه ايشان را سياست كنند و در نتيجه تاج الدين گور سرخى بقتل رسيد . بناى سلطانيه در 704 - غازان خان در اواخر عمر خود خيال داشت كه در محل چمن سلطانيه يعنى در سرزمينى كه دو رود كوچك ابهر و زنجان در آنجا سرچشمه مىگيرند و اولى به طرف محال قزوين و دومى به سمت قزلاوزن متوجه مىشود شهرى بنا كند و به اين كار نيز دست زد ولى عمرش وفا نكرد و اولجايتو دنبالهء خيال برادر را در اين خصوص گرفت . سرزمين حاليهء سلطانيه را مغول قنغورآلانگ مىگفتند و چمن آن مرتع احشام ايشان بود و غالبا ايلخانان و سرداران مغول در عبور از عراق بآذربايجان يا بالعكس در آن سرزمين رحل اقامت مىانداختند . غازان خان در اين محل كه به هيچوجه آبادى نداشت اساس شهرى را پى افكنده بود و اولجايتو همان را بنام سلطانيّه در پنج فرسنگى زنجان و نه فرسنگى ابهر در تاريخ سال 704 شروع باتمام كرد و آن را در مدت